الشيخ محمد آصف المحسني

224

رنگارنگ يا كشكول درويشى (فارسى)

مركز ختم كمال آن خوش خصال * نقطه أوج صعود نيكو جمال راز ما أوحى نداند ما سوى * أقرب از قوسين شد آن زمر ها از رفعنا لك ذكرك جاودان * شد نفوذ وسلطه‌ات بر انس وجان از كفيناك بشد مستهزئين * پيش پايت جملگى از هالكين است سلطان تو بر دلهاى ما * تو امير كشور جانهاى ما در باره سبط أكبر روز ساباط مدائن بار دين * بود چون روز مظلّه پر حزين أشقيا بردند اموال حسن * تا ردوا و تا مصلّاى حسن من چه گويم مدح آن عالى جناب * مركبش دوش نبى مستطاب بود او ريحان بستان رسول * كرد عطرش در قلوب ما حلول سيد و آقاى اصحاب جنان رتبه * او بر تر از كون و مكان دفن او اندر بقيع بين لحد * لعن حق بر ظالمانش تا أبد نهضت سردار طف صلح حسن * جستجو از حال پيغمبر بزن در حرم در صلح و در يثرب به جنگ * اقتضاى وقت باشد رنگ رنگ سبط اصغر نور تو فايق بيامد نورها * عشق تو فوق وجود ما سوى از اساس جاهدوا در أرض طف * آتشى افروخت از بار هدف شعله هاى نورآن تابنده شد * دين حق زان در زمين بشكفته شد كاروان حرّيت را او أمير * غيرت و عزّت به او شد مستدير حلقه هاشم ز او مضبوط شد * دين أحمد از دمش محفوظ شد غيرة الله را نباشد خوف و بيم * قامت باطل جدا دارد دونيم